چهارشنبه 2 اسفند 1385
موضوع : General ,
بعد از یه مدت طولانی
یه مدت طولانی بود كه آپ نكردم . اصلا حوصله نوشتن نداشتم . ولی حالا می خوام بنویسم به خاطر مهدیه عزیز. كسی كه با اومدنش یه هوای دیگه ای به شهر می ده . بچه ها همه همدیگرو می بینن . فقط به خاطر مهدیه . كاش دور بود . ولی اگه دور نبود معلوم نبود باز هم باعث دورهم جمع شدن بچه ه می شد یا نه. ولی اون دختری كه من می شناسم اگه اینجا هم بود هیچكس رو فراموش نمی كرد و به همه سر می زد نه مثل بعضی ها
+ ا نوشته شده توسط : nm در ساعت 01:02 ق.ظ
دوشنبه 1 آبان 1385
موضوع : General ,
مهدیه رفت
امروز صبح قرار بود چند تا از بچه ها بیان دانشگاه برای خداحافظی از مهدیه. آخه مهدیه تنها دانشجوی این رشته بود كه از راه خیلی دور اومده بود. صبح ساعت 10 رفتم دانشگاه. محدثه و امیر اومده بودند. مهدیه هم با تاخیر اومد. بعد هم سمانه اومد. یك عالمه حرف زدیم . بعد با مهدیه رفتیم خیابون . دلم نمیو مد ازش جدا بشم .دو بار خیابونو بالا و پایین رفتیم . بهش گفتم بعدازظهر میام ترمینال . می گفت منو اینجا پابند كن تا نرم. (می فهمین كه یعنی چی!!) ساعت 4 می خوام برم بدرقه. خدارو شكر این دفعه آخر نیست. یك دفعه دیگه هم برای گرفتن مدركش باید بیاد.
+ ا نوشته شده توسط : nm در ساعت 03:10 ق.ظ
شنبه 29 مهر 1385
موضوع : General ,
چند روزه كه همون دوستی كه ازش نام بردم (M.J) اومده شهرمون. ولی چه فایده چند روز دیگه برای همیشه برمی گرده شهرش. كاش روزهای خوب هیچ وقت تموم نمی شد. كاش زمان متوقف می شد. كاش هیچ وقت از هم دور نمی شدیم. كاش .... ولی این ها همش آرزوهای منه كه هیچ وقت بهشون نمی رسم.
خاطره ها همه بدند.
چون خوبهاشون حسرت به دل آدم می ذاره.
بداشون هم آدم رو اذیت می كنه.
پس خاطره ها هیچ كدوم خوب نیستند.
كاش همیشه تو خاطره های خوب می موندیم.
+ ا نوشته شده توسط : nm در ساعت 12:10 ب.ظ
پنجشنبه 30 شهریور 1385
موضوع : General ,
دعا
به دعاهاتون احتیاج دارم.
برام دعا کنید.

+ ا نوشته شده توسط : nm در ساعت 03:09 ق.ظ
دوشنبه 27 شهریور 1385
موضوع : General ,
روبراه
امروز توپه توپم.
حالم خیلی خوبه.
امیدوارم خدا بهم ضد حال نزنه.
+ ا نوشته شده توسط : nm در ساعت 03:09 ق.ظ
چهارشنبه 22 شهریور 1385
موضوع : General ,
برای یه دوست
تقدیم به همه دوستام
هر چی آرزوی خوبه
مال تو
هر چی كه خاطره داریم
مال من
اون روزای عاشقونه
مال تو
این شبای بی قراری
مال من
منم و حسرت با تو ما شدن
تویی و بدون من رها شدن
آخر غربت دنیاست
مگه نه
اول دو راهی آشنا شدن
تو نگاه آخر تو
آسمون خونه نشین بود
دلتو شكسته بودند
همه قصه همین بود
می تونستم با تو باشم
مثل سایه مثل رویا
اما بیدارم و بی تو مثل تو
تنهای تنهام
+ ا نوشته شده توسط : nm در ساعت 09:09 ق.ظ
چهارشنبه 22 شهریور 1385
موضوع : General ,
دلتنگی
بگو آخه جرمم چیه كه باید این جور بسوزم ؟؟
+ ا نوشته شده توسط : nm در ساعت 09:09 ق.ظ
دوشنبه 13 شهریور 1385
موضوع : General ,
قبول نشدم.
+ ا نوشته شده توسط : nm در ساعت 12:09 ب.ظ
جمعه 10 شهریور 1385
موضوع : General ,
قرار
این متن را از وبلاگ www.loplop.blogfa.com برداشتم.
قرار نبود اگر کسی خیالش از وفاداری دیگری راحت شد گنجشکهای بی پناه حس او را با تیر و کمان عادت نشانه بگیرد...
قرار نبود عشق هم مثل گیلاس و بوسه و عیدی اولش قشنگ باشد..
قرار نبود کسی به هوای شکستن دل دیگری بماند.قرار بود هر کس به هوای شکستن دل خودش بماند.
(به کدام هوا مانده ای تا به حال ؟)
قرار نبود بین عشق وقفه بیفتد.
قرار نبود عشق کسی را از دیگری سیر کند.
قرار نبود کسی جر خودمان روی دلهایمان تاثیر کند.
قرار نبود هر کس برای ستاره ی خودش لباس گرم بخرد.
قرار نبود هر کس سرش گرم شد دلش را هم سرگرم کند غافل از اینکه دیگری با سردی او و گرمی او با گرمای دیگری از هر چه گرمی است دلسرد شود.
قرار نبود هر چه قرار نیست باشد.
قرار نبود قراری باشد که قرار نیست.
قرار بود با هم بر سر هر چه قرار است قرار بگذاریم.
قرار تنها بر بی قراری بود برای برقراری .چرا که همراه با هم بودن بر سر قرار و به دست آوردن قرار پرواز -بی قراری برابر با به هم ریختن همه قرارهاست و قرار بی قراری اگر به هم ریخت دیگر هیچ ساعتی برای تداعی هیج قراری از جایش تکان نخواهد خورد....
+ ا نوشته شده توسط : nm در ساعت 04:09 ق.ظ
پنجشنبه 9 شهریور 1385
موضوع : General ,
شکست
من برنده ام
چون آنقدر شکست می خورم تا راه شکست دادن را یاد
بگیرم
من برنده ام
چون در روزگار سیاه نا امیدی هنوز به تک ستاره ای روشن
فکر می کنم
+ ا نوشته شده توسط : nm در ساعت 03:08 ق.ظ
سه شنبه 7 شهریور 1385
موضوع : General ,
تولد
می خواستم تولد دو تا از دوستامو تبریک بگم.
سارا و میترا عزیزم تولدتون مبارک.
ببخشید که دیر شد.
+ ا نوشته شده توسط : nm در ساعت 03:08 ق.ظ
سه شنبه 7 شهریور 1385
موضوع : General ,
کو دوست خوب؟؟؟؟؟؟؟؟
نمی دونم این رسم روزگاره یا اینکه تقدیر من اینه.
از زندگی شکایتی ندارم ولی نمی دونم چرا از دوست شانس نمی آرم شاید ایراد از منه ولی تا جایی که به عقب نگاه می کنم تو دوستی با هیچکس هیچ وقت کم نذاشتم ولی هرکس اومد بهم نارو زد.
مامانم همیشه می گفت(( دوست هر چقدر هم خوب باشه یه روز اگه باهات قهر کنه بهت نارو می زنه و حرفاتو همه جا می گه)) .ولی من هیچوقت باور نمی کردم . حیف که چه دیر به حرف مامان رسیدم. زمانی که خیلی از روزهایی رو که می تونستم ازشون لذت ببرم با دوستای نامرد گذروندم.
فقط یه نفر بود که هیچ ایرادی نداشت .خدا هم نخواست اون یه نفر حداقل برام بمونه .چون اون هم از این شهر رفت.( خودش می دونه کیه M.J )
بعضی اوقات خیلی دلم می گیره ولی وقتی یاد نامردی اون به اصطلاح دوستام می افتم از هر چی دوستیه حالم به هم می خوره و ترجیح میدم تنها باشم تا اینکه در کنار همچین آدم هایی عذاب بکشم.
حوصله هیچکس رو ندارم.
+ ا نوشته شده توسط : nm در ساعت 02:08 ق.ظ
یکشنبه 5 شهریور 1385
موضوع : General ,
دوست داشتن
دوست داشتن کسی که سزاوار دوستی نیست اسراف در محبت است.
اگر می خواهی همیشه آرام باشی دلگیریهایت را روی ماسه و شادی
های خود را بر روی سنگ مرمر بنویس.
+ ا نوشته شده توسط : nm در ساعت 03:08 ق.ظ
شنبه 4 شهریور 1385
موضوع : General ,
قابل توجه خیلی ها
عشق را گدایی نکن برای به دست آوردن آن بجنگ
+ ا نوشته شده توسط : nm در ساعت 03:08 ق.ظ
شنبه 4 شهریور 1385
موضوع : General ,
غرور
اگر همه چیز را از دست دادی مهم نیست فقط هیچ وقت غرورت را از دست نده و حتی به خاطر اون بجنگ.
+ ا نوشته شده توسط : nm در ساعت 03:08 ق.ظ
پنجشنبه 2 شهریور 1385
موضوع : General ,
برای همون یه نفر

+ ا نوشته شده توسط : nm در ساعت 03:08 ق.ظ
پنجشنبه 2 شهریور 1385
موضوع : General ,
برای یه نفر
نمی دونم چرا دیگه حوصله نوشتن ندارم.
نمی دونم چرا بعضی ها وقتی از یه جا شکست می خورند دیگه از دنیا
سیر می شن. می خوام
بدونم اون طرف ارزشش رو داره که واسش از همه چیز بگذری و اون اگه
به جای تو بود از همه چیز
می گذشت؟؟؟
یه خرده فکر کن ببین اون آدمی که به خاطرش داری روزهای خوب
جوونیتو می ذاری خدایی ارزش
داره.
یه خورده فکر کن.
الکی فکر نکن.
درست فکر کن ببین اگه اون بود به خاطر تو از همه چیزش میگذشت؟
باز هم نمی دونم .
از قدیم گفتند: صلاح مملکت خویش خسروان دانند.
و در آخر اینو بدونید که به خاطر کسی اشک بریز که ارزش داره و کسی
که ارزش اشکهای تو رو
داره هیچوقت اشکتو در نمی آره.
+ ا نوشته شده توسط : nm در ساعت 03:08 ق.ظ
سه شنبه 10 مرداد 1385
موضوع : General ,
کاش کوچیک بودیم............ وقتی کوچیک بودیم دلمون بزرگ بود ولی حالا که بزرگ شدیم بیشتر دلتنگیم. کاش کوچیک می موندیم تا حرفامونو از نگاهمون بفهمن نه حالا که بزرگ شدیم و فریاد که می زنیم باز کسی
+ ا نوشته شده توسط : nm در ساعت 10:08 ق.ظ
یکشنبه 1 مرداد 1385
موضوع : General ,
دلم تنگه
دلم تنگه
برای همه چی
برای دانشگاه
برای دوستام
برای استاد های با جذبه
برای استاد های دلسوز و مهربون
برای اردوهایی که می رفتیم
برای شعرای سیاوش که با هم می خوندیم
برای غر زدن بعضی از بچه ها
برای ساز مخالف زدن بعضی دیگه
برای هالا لالای گفتن ها
برای گریه ها
برای خنده ها
برای اشکها
برای لبخند ها
برای مسئول آموزشمون
برای مسئول تدارکات
برای دختر شمالی
برای لوس بازی بعضی ها
برای استاد های مظلوم که به سروصدای ما اعتراضی نمی کردند
برای بستنی خوردن ها
برای کپی زدن تکالیف
برای چت کردن ها
برای کادو خریدن های مثلا یواشکی
خلاصه...
برای همه روزای خوب با هم بودن
دلم تنگه
+ ا نوشته شده توسط : nm در ساعت 01:07 ق.ظ
شنبه 31 تیر 1385
موضوع : General ,
داغون
سلام چرا کسی برام پیغام نمی ذاره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
دارم دق می کنم.
+ ا نوشته شده توسط : nm در ساعت 03:07 ق.ظ
پنجشنبه 29 تیر 1385
موضوع : General ,
کنکور
بعد از یه غیبت طولانی اومدم.
تو رو خدا برام دعا کنید کنکور ناپیوسته قبول بشم.
+ ا نوشته شده توسط : nm در ساعت 10:07 ق.ظ
سه شنبه 16 خرداد 1385
موضوع : General ,
دلم خیلی گرفته
چرا دیگه کسی منو دوست نداره؟؟؟؟؟؟؟؟؟
چرا دیگه کسی برام پیغام نمی ذاره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
خیلی تنهام.
+ ا نوشته شده توسط : nm در ساعت 11:06 ق.ظ
جمعه 5 خرداد 1385
موضوع : General ,
امشب حالم خیلی گرفته است.
تو رو خدا برام پیغام بگذارید حالم بده.
دلم گرفته.
دارم می ترکم از تنهایی و دلتنگی.
+ ا نوشته شده توسط : nm در ساعت 12:05 ب.ظ
جمعه 29 اردیبهشت 1385
موضوع : General ,
سلام
یکشنبه من و بچه های کلاس از طرف دانشگاه به اردوی شمال رفتیم.
خیلی خوش گذشت.
جای شما خالی.
سه روز گرگان بودیم و یک روز به ساری و کنار دریا رفتیم.
همه راه خاطره بود.
این آخرین اردو در این دوران دانشجویی بود.
+ ا نوشته شده توسط : nm در ساعت 06:05 ق.ظ
شنبه 27 اسفند 1384
موضوع : General ,
سلام
می خواستم تا سال دیگه با همه خداحافظی کنم.





+ ا نوشته شده توسط : nm در ساعت 12:03 ب.ظ
جمعه 26 اسفند 1384
موضوع : General ,
اینارو ببینید باحاله



+ ا نوشته شده توسط : nm در ساعت 12:03 ب.ظ
جمعه 5 اسفند 1384
موضوع : General ,
بدون حرف
برای من
قدری
بیشتر بمان
بمان
تا پاییز
تا انارها
تا ببینی
انتظار
با دلم
چه کرده است .
+ ا نوشته شده توسط : nm در ساعت 12:02 ب.ظ
سه شنبه 2 اسفند 1384
موضوع : General ,
نظر بدید
+ ا نوشته شده توسط : nm در ساعت 12:02 ب.ظ